August 2, 2003

هفدهم مرداد بيشتر مي نويسيم تا ياران ما در ايران احساس تنهايي نکنند.

روز هفدهم مرداد (8 آگوست)، روز جهاني خبرنگار است. نويسندگان و روزنامه نگاران ما در ايران اين روز را عزاي ملي خوانده اند. حقيقتا چنين است. هزاران روزنامه نگار و نويسنده و دانشجو در زندان ها زير بازجويي و شکنجه قرار دارند. تمامي نشريات مستقل يکي پس از ديگري تعطِل شده اند، ياران ما غمگين و دلشکسته اند. عزادارند.
سرکوبگران زنجير گسسته ي آزادي و بشريت، شاعر را مي ربايند، خفه مي کنند و بعد جسد را در بيابان مي اندازند. خبرنگار را مي کشند و پرونده قتل را بالا مي کشند. دانشجو را در زيرزمين مسجد زير شکنجه به قتل مي رسانند، و آنگاه بر گلدسته هاي همان مسجد فرياد مي کشند: خدا بزرگ است.
روزنامه نگاران و نويسندگان و وبلاگ نويسان ما در وطن، در روز جهاني خبرنگار قلم بر زمين مي گذارند و نمي نويسند.
ما اما در ايران نيستيم، و مي توانيم آزادانه بنويسيم. در روز سکوت قهرآميز دوستان و همکاران مان در روز هفدهم مرداد ماه بيش از پيش مي نويسيم، بيشتر افشا مي کنيم، و به سياهچال ها نور بيشتري مي تابانيم تا جهانيان چهره ي نظام اسلامي را واضح تر ببيند. به تمام زبان ها، در همه ي دنيا، با تمام قوا ، با هر امکاني.
اين يورش و غارت را سر باز ايستادن نيست. دامنه ي قتل هاي زنجيره اي دامن تک تک اهل قلم را گرفته است. پرونده ي قتل هاي زنجيره اي پرونده ي فرد فرد ماست. ما نيمه ي ديگر آن پيکر مثله شده در روز هفدهم مردادماه بيدار مي مانيم تا ياران ما لمحه اي بيارامند و خواسته ها شان را تحقق بخشند. ما مي نويسيم تا آنها بخوانند، که آنها همواره نوشته اند و ما ديده ايم.
روز هفدهم مرداد به احترام روزنامه نگاران و نويسندگاني که در راه آزادي قرباني شدند، به ياد همکاران در بندمان، براي ياران معترض مان، در عزاي ملي مطبوعات بر مي خيزيم و آنچه در توان داريم به کار مي بنديم.
ما مي نويسيم. از آزادي مي نويسيم، از سانسور و غارت و هجوم، از زندان ها مي نويسيم، از سرکوب انسان ها، و نقض حقوق بشر. از دروغگويان و جنايتکاران، از گورهاي جمعي، از شکنجه و بيداد مي نويسيم.

@ August 2, 2003 11:52 AM
Comments

سلام:آقاي معروفي
من سال گذشته كتابي درباره فرخنده آقايي چاپ كردم مي خواستم اطلاعات بيشتري درباره شما داشته باشم واگر اجازه بدهيد مقدمات تدوين كتابي درباره اثارداستاني شما را داشته باشم.
با تشكر
مهدي كريمي

Posted by: mehdi karrimi at August 30, 2003 6:23 PM

خوانده بودم شماره اي از ادينه را كه از قول معروفي نوشته بودم مي خواهم بهترين داستان دنيا را بنويسم.
متن فراموش شدني ست ام مضمون ان از مردي حكايت داشت كه در روزهاي پر تلاطم خفقان از گرفتي جايزه نوبل ادب و آفريدن ماندگار ترين روايت داستاني سخن مي گفت.

معروفي را چه شد...
شايد بهترين داستان معروفي حكايتي باشد از كانون تا گردون ...
از گردون تا ...

روزهاي سياهي در پيش است . بوي سگ ها فضا را در بر گرفته است .گلوله هفت تير يك هموطن شقيقه هموطني ديگر را تكه تكه مي كند. روزهاي سياهي در پيش است....
روز هاي سياهي در پيش است....

مجيد محققيان

Posted by: مجيد at August 15, 2003 11:10 AM

مي نويسم براي تو
براي ماهيهاي قرمز تنگ بلور
مي نويسم براي يكشنبه ها
يكشنبه هاي بي فروغ
مي نويسم براي وازه ها
وازه هاي زخمي از شلاق زور
مي نويسم واسه بغض تو
بغض تو
رنگ احساس منه
رنگ دربدر شدن تو كوخه ها
كوي هاي خيس و سرد
كوي هاي زرد و درد
رنگ بربر شدن
كودك ممنوع من
مي نويسم براي تو
مي نويسم...
بخشي از يكي از ترانه ام براي زندانيان راه قلم

Posted by: homeira at August 13, 2003 10:29 PM

aya ahle ghalam dae iran bain ravesh yani shekastan etesab moaferabd ya na?agar na che saruratidarad in nime joda iftade bekhahad benvisad?

Posted by: mahbube at August 3, 2003 12:00 PM

ey kash ma ra rokhsate ziro bami bood

Posted by: Toranj at August 2, 2003 9:13 PM

چند قلم شکسته باید تا بمیراند ریشه عمیق و به هم پیچیده فاضلاب مانند این فساد را؟

اگر چه به محض رسیدن به اوج، پروازمان را خواهند ربود، اما آنکه بودن در اوج را در تاریخ ش دارد، هیچ قفسی «آرزوی» او را در بند نتواند نگاه داشت.

Posted by: هاجر همایی at August 2, 2003 8:51 PM

و خداوند كساني را كه به ديگران دروغ مي گويند
فقط دوست نمي دارد
اما كساني را كه به خود دروغ مي گويند
كيفر مي دهد.
زيرا آنان
چيزكي به ناحق به دست مي آورند
و اينان همه چيز از دست مي دهند.

من چون به اين شعر اسماعيل همتي ايمان دارم فكر كردم براي شما و همه اهل قلم به خصوص روزنامه نگاراني كه در روزنامه هاي متعلق به مديران مسئول وابسته زحمت مي كشند كاربرد داشته باشد برايتان مي فرستم.
در ضمن افتتاح وبلاگتان را تبريك مي گويم. لطفا اگر مايل بوديد ايميل تان را هم اعلام كنيد.
ممنون

Posted by: آبتين بيطرف at August 2, 2003 3:51 PM

عباس جان! روزی که اعلام اعتصاب شده و نویسندگان و جراید قلم بر زمین می گذارند(آن هم برای اولین بار در این رژیم بیدادگر که کمر آزادی زیر بار ظلم و جورش خورد شده است) تو می خواهی اضافه کاری کنی؟؟!

Posted by: 11@kjhg at August 2, 2003 2:27 PM

با سلام
اقاي معروفي عزيز
خوشحال ميشوم به وبلاگ من هم سر بزنيد
mastaan.persianblog.com

Posted by: mastaan at August 2, 2003 12:46 PM