October 28, 2005

آرامگاه کورش، و ما

شنبه 29 اکتبر «خانه هنر و ادبيات هدايت» در برلين ميزبان امضاکنندگان پتيشن آرامگاه کورش کبير خواهد بود. برلين، خيابان کانت، شماره 76

کورش کبیر در روز 29 اکتبر سال 539 پیش از میلاد مسیح (2544 سال پیش) وارد بابل شد و اعلامیه خود را صادر کرد. متن فعلی در سرآغاز بهار و بهنگام جشن نوروز و بمناسبت تاجگزاری کورش در معبد بزرگ بابل  صادر شده است و به آنچه کورش در روز فتح بابل فرمان داده اشاره کرده و آن فرامین را برای همیشه تثبیت می کند. در این متن کورش می گوید:
«سپاه من با آرامش وارد بابل شد. من به کسی اجازه ایجاد وحشت در سرزمین سومر و آکاد ندادم. من به نیازهای مردم بابل و احترام به اماکن مقدس آنان و رفاه حالشان توجه کردم. و آنان را از یوغ بردگی نجات داده و به وضع نابسامانشان پایان دادم.»

منشور کورش
اينك كه به ياري مزدا ، تاج سلطنت ايران و بابل و كشورهاي جهات اربعه را به سر گذاشته ام، اعلام می كنم  تا روزي كه من زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من می دهد:

من دين و آيين و رسوم ملت هايي را كه من پادشاه آنها هستم، محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت كه حكام و زير دستان من، دين و آئين و رسوم ملت هايی كه من پادشاه آنها هستم يا ملت های ديگر را مورد تحقير قرار دهند يا به آنها توهين نمايند.

من از امروز كه تاج سلطنت را به سر نهاده ام، تا روزي كه زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من مي دهد، هر گز سلطنت خود را بر هيچ ملت تحميل نخواهم كرد. و هر ملت آزاد است كه مرا به سلطنت خود قبول كند يا ننمايد. و هر گاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند، من براي سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم كرد.

من تا روزي كه پادشاه ايران و بابل و كشورهاي جهات اربعه هستم، نخواهم گذاشت كسي به ديگری ظلم كند و اگر شخصي مظلوم واقع شد، من حق وی را از ظالم خواهم گرفت و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم كرد.

من تا روزي كه پادشاه هستم، نخواهم گذاشت کسی مال غير منقول يا منقول ديگری را به زور يا به نحو ديگر، و بدون پرداخت بهای آن و جلب رضايت صاحب مال، تصرف نمايد.

من تا روزي كه زنده هستم، نخواهم گذاشت كه شخصی، ديگري را به بيگاری بگيرد و بدون پرداخت مزد، وی را به كار وادارد.

من امروز اعلام مي كنم، هر كس آزاد است هر ديني را كه ميل دارد، بپرستد و در هر نقطه كه ميل دارد سكونت كند، مشروط بر اينكه در آنجا حق كسی را غضب ننمايد
.
هر کس آزاد است هر شغلي را كه ميل دارد پيش گيرد و مال خود را به هر نحو كه مايل است به مصرف برساند، مشروط به اينكه لطمه به حقوق ديگران نزند.

من اعلام می كنم كه هر كس مسئول اعمال خود است و هيچ كس را نبايد به مناسبت تقصيري كه يكي از خويشاوندانش كرده، مجازات كرد. مجازات برادر شخص گناهكار و برعكس به كلي ممنوع است و اگر يك فرد از خانواده يا طايفه ای مرتكب تقصير می شود ، فقط مقصر بايد مجازات گردد، نه ديگران
.

غم انگيز نيست قطره ای از خون اين آدم در تن ما نباشد!

پوستر فارسی:
http://www.savepasargad.com/PDF/poster_29_October_F.pdf

سايت پاسارگاد:
 
http://www.savepasargad.com/Pages/cyruss_declaration.htm

کميته بين المللی برای نجات آثار باستانی دشت پاسارگاد

@ October 28, 2005 3:27 PM | TrackBack
Comments

سلام
می خوام ازت خواهش کنم به خلوتگاه مشکی منم سر بزنی
منتظر حضور مشکی شما هستم
به امید دیدار

Posted by: ری را at November 8, 2005 5:21 PM

سلام معروفی جان .
درود بی پایان بر تو و امید پایداریت .
یکی از دوستان من نزدیکیهای شماست ( آلمانه)
خیلی دوست داشت شما رو از نزدیک ببینه اگه این فرصت ایجاد می شه
لطفا به من از طریق میل اطلاع بده .
کسی که پیروزیت را خواستار است

شایان

Posted by: شایان at November 5, 2005 9:26 PM

سلام اقاي معروفي
از طرفدارانتون هستم و ممنون از اينكه رمان جديدتونو گذاشتيد تو سايتتون ولي متاسفانه نمي شه فصل دومشو به دليل فيلتر خوند,از كجا ميتونم پيدا كنم؟

Posted by: Maryam at November 4, 2005 12:55 PM

سلام .. ببخشید فضولی میکنم، اما غم انگیز هست گر به قطره خون مربوط باشد ....یعنی نداشتن خونش بهاینه ای برای نداشتن خوی اش باشد ....

Posted by: آرمین گیله مرد at November 3, 2005 4:03 PM

برای دستيابی به نـان٫مسـکن٫آزادی بايد مبـارزه کـرد.براي رفع تبعيض از حقوق زنـهای ايـران بايد مبـارزه کـرد.مـردم ايران حق دارند سوال کنندچـرا در آمد حاصله از منابع طبیعی خرِج گروهای تروريستی حزب الله لبنان ميشود.مـردم ايران حق دارند سوال کنندچـرا آقازادها پولها را از ايران خارج و درکانادا٫هلند٫دبی سرمايه گزاری ميکنند.مـردم ايران حق دارند سوال کنندچـرا ثروت ملی ايران را خرِج گروهای حزب الله وآنها را روانه اروپـا جهت فعاليتهای مذهبی وصدور انقلاب ميکنند در حالی که ۷۵٪مـردم ايران زیر خط فقر بسر می برند .ما ملت ایران سیاست را دوست داریم میخواهیم بدانیم٫ میخواهیم در سرنوشت خود وایران نقش داشته باشیم .يــاران تــا کــی خمــوش!

Posted by: Solh at November 2, 2005 4:55 PM

آنقدر از عربها گفته اند و نمونه عرب از بچه گي به خوردمان داده اند كه خودمان شرمگين از خون عجمي رگهامان را خالي كرديم وحالا كه مي فهميم چيزي نيست تا اثر آن ندانم كاري را با آ ن پاك كنيم خدا خيرتان دهد بگوييد تا افتخار كنيم كه تاريخ گذشته ما سرار ستم و استبداد و بندگي نبوده است مردم زمان ساسانيان از همان نسل آزاد انديش كوروش بودندفقط راهي را انتخاب كردند كه سرانجامي جز بردگي نداشت

Posted by: ساره at November 2, 2005 10:52 AM

سلام استاد و سلام خوانندگان استاد . سایت گروه مسخره رو حتما ببینید جالبه .

Posted by: گروه مسخره at November 2, 2005 9:28 AM

يه بار ديگه امدم يه چيز ديگه بنويسم
من هم مينويسم ولي نوشته هاي شما رو كه اينجا تقريبا كامل خواندم! بعدش هم چند تا از لينكهايي كه داده بودين به بقيه رو باز كردم ديدم كه ننويسم ديگه سنگين تر هستم
به شوستم گفتم نگاه كن ما واقعا چقدر مزخرفات مينويسم و اسم خودم رو بلاگر ميذاريم!

ديشب همش به اين شعر فكر ميكردم: همه چيز را تقصير من بيندازي.........
خيلي خوشمله!:(

Posted by: pardis at November 1, 2005 10:44 AM

سلام مرد بزرگ.
بغض دارم. نمي دانم چه بگويم.
...

Posted by: mohamd bairami at November 1, 2005 7:58 AM

چه دلتنگم برای آن دریچه کوچک رو به هوای تازه،که جاری می شد و می لغزید تا سنگ فرش رنگ رنگ،تا شهاب باران...تا "دلی" که دم به دم نو می شد آن شب...می دانید چه تشنه ام به واژه هایتان و خاموشید؟

Posted by: پری ناز at October 31, 2005 8:09 PM

chera waghean hast

Posted by: peyman at October 31, 2005 6:27 PM

wow

Posted by: paradox at October 30, 2005 9:27 PM

سلام آقای معروفی عزیز!
چه‌قدر خوب است که قلب شما هم برای این موضوع می‌تپد. واقعاً خوش‌حال شدم. راستی آقای معروفی اگر کار دیگری به جز امضاء کردن و باز گذاشتن خانه‌هدایت برای این کار از شما بخواهیم، جواب مثبت می‌دهید یا نه؟
موفق باشید.

Posted by: مهرداد at October 30, 2005 8:09 PM

اگر كورش اون زمان اينقدر دموكرات بوده و كله اش كار ميكرده پس حالا چرا ما اينجوري هستيم ؟ چرا ؟

Posted by: masoud at October 30, 2005 4:43 PM

وايييييييييييييي
من باورم نميشه كه الان دارم واسه عباس معروفي مينويسممممممممممممممممممممممممممممممممممممم
كتاب سمفوني مردگان شما من رو يه بار به تمام معني كلمه دچار شوك روحي رواني كرددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددد
خداستتتتتتتتتت اين كتاب
خداسسسسسسسسسسسسسسسستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت
بي نظيره نوشته هاتون

Posted by: pardis at October 30, 2005 11:21 AM

آقاي معروفي:
پس بقيه تماما مخصوص چي شد ؟آقا ما منتظريم ها!و اينكه اين در ايران در مي آيد يا اينكه .....

Posted by: arash at October 29, 2005 4:36 PM

درود بر شما آقای معروفی ،
خسته نباشید ،
بعضی روزها سعی داری در اقامتگاه خود ، با هزار سختی هم که شده این بغض غریبانه و غم نهفته در اعماق جانت را که دیگر جزئی از وجودت شده را با آهی فرو دهی و خود را به دست آری ، اما گذرا است ، نمی شود ، نمی گذارند ، حتی اگر خودت بخواهی ، حتی اگر آن را با تمام جانت نفس بکشی ، هوای خانه مسموم است آقای معروفی ؟ کو جرعه ای آرامش و سکون قلبی ؟ کو ؟...

Posted by: Forough at October 29, 2005 4:35 PM

وقتي سكوتم را
فرياد مي خوانند
ديگر چه فرق مي كند
گريه ام را چگونه تفسير كنند!

Posted by: حميدرضا سليماني at October 29, 2005 4:21 PM

what have you heared about "Farreh" theorem ?
Bests ,
Nazanin

Posted by: nazanin at October 29, 2005 12:39 PM

خدا قوت !

Posted by: baharnarenj at October 29, 2005 8:42 AM

آن کو به یکی عاری می میرد، نه به زخم صد خنجر..

Posted by: hesam at October 28, 2005 11:19 PM

اگر بودم آنجا با اشک امضا می کردم.
با مهر

Posted by: سرزمین رویایی at October 28, 2005 11:04 PM

كجاست كورشي كه ما را از شر فرزندان بخت النصر نجات دهد؟

Posted by: dozdaki at October 28, 2005 7:39 PM

آقای معروفی٬ ببخشید دوباره می‌نویسم

پوسترو که خوندم٬ فهمیدم می شه کاری کرد. لااقل امضاش کرد. امضا کردم

Posted by: جواد ــ ق at October 28, 2005 6:30 PM

دست‌تون درد نکنه آقای معروفی. از من فقط همین برمی یاد

Posted by: جواد ـ ق at October 28, 2005 6:20 PM

به جای ما نیز امضاء نمائید!

Posted by: Roya - Minor Lady at October 28, 2005 5:45 PM
Post a comment









Remember personal info?