June 30, 2011

برندگان تيرگان

                                                            برندگان مسابقه داستان نویسی تیرگان 2011

مسابقه ی داستاننویسی تیرگان که 262 نویسنده فارسیزبان از سراسر جهان در آن شرکت داشتند، با اعلام نظر هيئت داوران پايان يافت، و برندگان اين مسابقه مشخص شدند. از بين 262 داستان، آثار پانزده نویسنده  به مرحلهی نهايی راه پيدا کرد که همهی اين داستانها در يک مجموعه با عنوان «داستان تيرگان» توسط نشر گردون برلين منتشر شده است.

مراسم اهدای جایزه و لوح تقدير روز جمعه 22 جولای ساعت 7 عصر در مرکز هابورفرانت تورنتو برگزار میشود. در اين مراسم کتاب داستان تيرگان نيز در اختيار علاقهمندان قرار میگیرد.

برندگان مسابقه تیرگان (از سه قاره)

برنده اول: فرامرز پور نوروز، «پسر جان، عمر فریاد طولانی است!» ونکوور، کانادا

برنده دوم: آتوسا زرنگارزاده شیرازی، «وقتی همه خوابیده اند» ایران

برنده سوم (مشترک): کافیه جلیلیان، «هاسمیک» تورنتو، کانادا

برنده سوم (مشترک): علیرضا جاویدی «همه یک روز می میریم» سوئد

پانزده داستان برگزیده برای انتشار در مجموعه داستان تیرگان:

نویسنده                                 داستان

فرامرز پورنوروز                     پسرجان، عمر فریاد طولانی است!

آتوسا زرنگار زاده شیرازی       وقتی همه خوابیده اند

کافیه جلیلیان                      هاسمیک

علیرضا جاویدی                   همه یک روز می میریم

مهرداد شهابی                   همسایه

خسرو منصف شکری            شمشیرکافکا

بابک رنجبر                         گمشده

نازگل مومنی                      تورعروسی

حبیب‌الله کلانتری                 پی رو 

شبنم کهن چی                      برای یک مشت حرف

زینب غلامی                      دشمن

مهدی پروین                       ایستگاه محمودیه

علی‌اکبر حیدری                  سوزش زیرپلک ها

یاسمن شکرگزار                  و دمیده شد در صور

بهزاد ناظمیان پور                 مکاسی

هیئت داوران: منیرو روانی پور، دکتر بهرام مقدادی، پیمان خاکسار و عباس معروفی

جایزه ویژهی هیئت داوران

جایزه ویژهی هیئت داوران به پاس یک عمر تلاش ادبی و پايداری در خانهی داستان و ادبیات خلاقه، به ابراهیم گلستان نویسنده برجسته ایران تعلق میگیرد.

 ------------------------------------------------

بعد از خبر؛

يک / به برندگان، برگزيدگان، و همهی شرکتکنندگان در اين مسابقه صميمانه تبريک میگويم. و از دستاندرکاران و داوران محترم که عاشقانه اين کار مهم فرهنگی را به انجام رساندند تشکر میکنم.

دو / در ديداری که با خانم سيلويا گوتهبارون، رييس خانهی نويسندگان فرانسه انجام گرفت، قرار شد اين مجموعهی شوقانگيز توسط يک ناشر فرانسوی زير نظر خانهی نويسندگان فرانسه در پاريس چاپ و منتشر شود.

 سه / روز جمعه اول ماه جولای ساعت 7 عصر در سالن کتابخانهی شهرداری کنزينگتون لندن، داستانخوانی و سخنرانی خواهم داشت.
Central Library
Kensington Town Hall, Phillimore Walk,
Kensington High Street
London W8 7RX

چهار / به پيشنهاد يک انجمن فرهنگی در لندن، قرار است به زودی در لندن کارگاه داستاننويسی من برپا شود. روز جمعه فرصت مناسبی است که با علاقهمندان گفتگو کنيم.
@ June 30, 2011 3:55 PM | TrackBack
Comments

سلام
غلامی هستم. از برگزیدگان مسابقه ادبی تیرگان
چطور میتونم کتاب رو داشته باشم؟
--
آدرس بدین براتون پست کنم

Posted by: غلامی at January 24, 2013 10:42 PM

سلام و تشکر از برگزار کنند گان و داوران محترم بخاطر کار فرهنگی که انجام دادند.
و تبریک به برندگان و برگزیدگان.

Posted by: کاوه at May 10, 2012 11:16 AM

جناب آقای معروفی با سلام
می خواستم بپرسم آیا کتاب مجموعه تیرگان چاپ شد و آیا امکان خرید آن هست و اگر جواب مثبت است از کجا و چگونه.
با سپاس
-------------------------
سلام
بله کتاب منتشر شده
به من ای ميل بزنيد
abbasmaroufi@googlem​ail.com

Posted by: at September 20, 2011 2:40 PM

با من كسي نگفت
از ياد رفته
چه آسان بر باد رفته اي...

م.آرمان

Posted by: م.آرمان at August 26, 2011 5:22 PM

سرنوشت ايران به چه چيزي بستگي دارد؟ جايگاه ايران در جهان چگونه بايد باشد؟ نقش روساي جمهور در وضعيت حساس و خطرناك ايران چيست؟ براي پاسخ به اين سوالات ، مصاحبه اختصاصي با ايليا ميم رام الله را بخوانيد
http://www.abarensan.blogsky.com/

Posted by: انتشار آکاهی at August 22, 2011 11:49 PM

سلام استاد
امیدوارم حالتون خوب باشه
شماره چهارم گردون رو اینترنت گذاشتیم
سعی می کنم تو شهریور هم شماره 5 و 6 رو بذاریم
ارادتمند شما
سینا حشمدار
ادبیات ما
http://adabiatema.com/index.php?option=com_phocadownload&view=category&id=1&Itemid=161
----------------------
سینای عزیز
سلام
ممنونم

Posted by: سینا حشمدار at August 20, 2011 5:42 PM

سلام مرا بعد از مدتهاپذیرا باشید.
چند وقت پیش برای سومین بار سمفونی مردگان رو خوندم. احساس می کنم علاوه بر تصمیمی که در نشان دادن و بازشناسایی بازه ای از تاریخ نه چندان دور ما داشتید سعی کردین نشون بدین نقش یک برادر در خانواده چقدر میتونه مهم باشه. اگر حسادت اورهان نبود چه بسا این اتفاقات نمی افتاد یا شاید تحملش آسان تر میشد.
سوال دیگری هم دارم.
ادبیات ایران در آلمان و کشورهای آلمانی زبان چقدر شناخته شده س؟منظورم از ادبیات بروشنی دربرگیرنه شاعران بزرگ و کلاسیک ایرانی و همینطور شاعران و نویسندگان معاصره.
با تشکر
-------------------------------
احسان عزيز
سلام
ادبيات ايران در آلمان جايگاه خوبی دارد، از ادبيات کلاسيک شعر را خوب ترجمه و منتشر کرده اند از قبيل حافظ و نظامی و فردوسی و سعدی و خيام و ديگران
و در در ادبيات معاصر در زمینه داستان بیشتر ما را می شناسند تا شعر

Posted by: احسان at August 18, 2011 11:24 AM

سلام. می خواستم در یک فضای مربوط تر تقدیمتان کنم اما...
تقدیم به شما

من آن کبوتر بدون سایه ام
که در میان لانه های کاغذیست ، آشیانه ام
پرواز می کنم ولی ، میان بُعدهای اندک ورق ،
چقدر کوچک است ، فضای خانه ام
من آن کبوترم که از میان پاره برگهای این وطن ،
به آبی کبود ، صعود می کند ،
_ خیال میکند _
چرا که خالقم ، به لطف آن مداد تیره اش ،
تمام آسمان و خانه ی مرا ، سیاه می کشد
سیاه می کند
----------------------
وحيد عزيز
سلام
زيباست
مثل احساس زلال خودت

Posted by: vahid at August 9, 2011 9:34 AM

عباس عزیزتر از جان درودم را پذیرا باش و هر از گاهی هایم را ببخش . شاید بارها آمدم تا چیزی گفته باشم اما مگر می شد ؟ اینبار دیگر دلتنگی نگذاشت و این چند سطر را نوشتم تا بدانی همیشه به یاد ات هستیم .
--------------------
سلام عزیزم
امیدوارم خوب باشی و شاد باشید

Posted by: انارام فروهر at August 6, 2011 11:47 AM

سلام آقای معروفی ، چرا دیگر اینجا نمی نویسید؟
اینجا که آپ نمی شود دلمان میگیرد..انگار که شما هم ما را فراموش کرده باشید!
فراموش کرده اید؟
---------------------------
سلام کیمیای عزیز
سفر و کار زیاد و گرفتاری های دیگر دورم کرده
به زودی آرام می گیرم
مرسی

Posted by: کیمیا at August 5, 2011 3:36 AM

hamisha ba ehteram azeton yad mykonam .

Posted by: salam at August 3, 2011 11:19 PM

آقای معروفی عزیز
سلام
ممنون برای انتخاب داستانم در میان داستا‌ن‌های برگزیده. می‌خواستم بدانم به چه صورتی می‌توانم کتاب را تهیه کنم.
ممنون
--------------------------------
آقای حيدری عزيز
سلام
کتاب را به دستت خواهم رساند
تبريکم را بپذير

Posted by: ali heydari at August 1, 2011 9:20 AM

باسی جان سلام...
از آمدن به این خلوت اتس هم شاد شدم و هم غمگین...
شاد برای اینکه می بینم هنوز پراراده و خستگی ناپذیر در تلاشی و می نویسی و می جنگی هرچند تفنگ به دست نمی گیری و غمگین چون... نمی دانم چرا... حس کردم روزمرگی و سرما دارد به این سرا هم نفوذ می کند... دلم برای عاشقانه هات تنگ شده و برای شیرینی بازی ات با کلمات... حس میکنم روح بازیگوش و عاشقی که این خانه را از زندگی پر میکرد دیگر نیست... کجایی دوست؟ حواست هست؟راستی باسی جان... بعد از حدود 5سال چند روز پیش شعری نوشتم و شادم . شعری به نام «صورتحساب»

«صورتحساب»
بدهکاری ات خیلی زیاد شده عشق من!
حواست هست،
چند نامه به من بدهکاری؟
تمام لحظه های دلتنگی را هم جمع بزن،
و بوسه هایی که به باد دادی.
متأسفم عزیزم،
از دادن عشق به صورت نسیه معذوریم!
حتی شما دوست عزیز!!!

Posted by: الهه at August 1, 2011 3:24 AM

سلام
دعوتید به وبلاگم

Posted by: مینا درعلی at July 28, 2011 3:33 PM

آقای معروفی عزیز
من نویسنده ی تازه کاری هستم اما به نوشتن در فضای جریان سیال ذهن علاقه دارم. اگر برایتان امکان دارد منابعی را معرفی کنید تا با مطالعه ی آنها اشکالاتم بر طرف شود. ازتون خیلی ممنونم
-----------------------------------
سلام مریم عزیز
چند رمان مهم هست و تعدادی هم کتاب به فارسی در این زمینه درآمده
ولی به زبان انگليسی تا دلت بخواهد وجود دارد

Posted by: مریم at July 28, 2011 9:59 AM

باسي بزرگوار و عزيز...
تا به امروز فريدون سه پسر داشت رو به ده ها نفر هديه كردم...
يعني هميشه حي و حاضر توي فلش موموريم هست و به هر دوستي ميرسم بهش هديه ميكنم...و تاكيد دارم كه حتما خونده بشه...و البته همه ي داستانهات رو...
داستانهاي كوتاهت هم...مثل رمي و گل سرخ و شكار...
خودت ميدوني كه چقدر شاهكاري و چقدر دوستت دارم...
توي تهران يه كارگاه شعر و داستان دارم راه ميندازم...
خودم شعرش رو دنبال ميكنم...و يك سري از شاگرداي سيامك گلشيري رو هم ميخوام بذارم بالاي سر كارگاه داستان...
اي كاش لطفي به اين جمع بكني...
----------------------------------
سعید عزیزم
سلام
هرکاری از دستم بربیاد کوتاهی نمی کنم
موفق باشی و مطمئن باش که کارهات نتیجه ی مهمی خواهد داشت
حتا اگر یک داستان بشکفد

Posted by: سعيد تيموري at July 17, 2011 1:05 PM

Your story was really informative, thakns!

Posted by: Raynoch at July 12, 2011 11:11 AM

درود بر شما.
و تبریک به همه ی کسانی که شرکت کردند به خصوص برگزیدگان .

Posted by: می نا درعلی at July 11, 2011 6:25 AM

سلام استاد
خسته نباشید
مزاحمتون شدم که یک سوال بیربط با این پست بپرسم
با شرمندگی تمام عرض کنم خدمتتون که من مدتهاست دنبال کد آهنگ سایتتون هستم اما پیداش نمیکنم
اگر اطلاع دارید و امکانش هست لطفا منو راهنمایی کنید
خیلی بهش نیاز دارم
ممنونم
بدرود
---------------------------
Alina
Arvo Paert

Posted by: فهیمه at July 5, 2011 10:37 PM

داستان زرافه را بخونید و نظر بدید خواهش می کنم... برام مهم نظر چند نفر رو در مورد داستانم بدونم...

Posted by: مانی at July 4, 2011 6:41 PM

سلام- همان پیغام خانم کهن چی- البته من ساکن ایران هستم.
متشکرم.

Posted by: حبیب الله کلانتری at July 4, 2011 8:02 AM

با درود به شما استاد عزیز
می خواستم سوال کنم خارج از ایران از چه طریقی میتونم کتاب تماما مخصوص را خریداری کنم؟ من در انگلستان زندگی میکنم و اگر لطف کنید بهم اطلاعات بدید در مورد خرید این کتاب در انگلیس ممنون میشم
--------------------------------
سلام
می تونید با ای میل تماس بگیرید تا کتاب را بدست شما برسانم
abbasmaroufi@gmail.com

Posted by: باران at July 4, 2011 1:21 AM

سلام آقای معروفی
چه اتفاقی افتاده که دیگر «حضور خلوت انس» مثل قدیم‌ها به‌روز نمی‌شود؟ من فیس‌بوک نیستم. یعنی عمده فعالیت‌های شما به سمت فیس‌بوک ِ آقای زوکربرگ انتقال پیدا کرده؟
-----------------------------
سلام
نه. اونجا هم زیاد فعال نیستم
دارم می نویسم و بیشتر با جوهر و کاغذ سروکله می زنم

Posted by: آرش at July 4, 2011 12:00 AM

سلام اقای معروفی
میخوام کمکم کنید بدونم چطور میشه یه نسخه از این کتاب رو تهیه کنم. یه ایمیل زدم که چرا نمی تونم در این مراسم حاضر بشم. آیا امکانش وجود داره با تقبل هزینه برام یه نسخه پست بشه؟
کاش مید باشم...
--------------------------
براتون ای میل فرستادم

Posted by: شبنم کهن چی at July 3, 2011 10:09 PM

كاش آب شوم و بميرم از اينكه بعد از دو سال غم غريبي و غربت به تو سر زدم و باسي عزيز حتي يادم رفت سلامي و درودي بگويم...
بيشتر از هر چيز خوشحالم كه باز هم سر زدم...باسي عزيز ...استاد..من رو كه يادت هست؟

Posted by: سعيد تيموري at July 1, 2011 10:44 PM

خواهشن داستانم رو برسی کنید...

Posted by: مانی at July 1, 2011 7:44 PM

آقاي عباس معروفي عزيز
در صورت امكان با نشاني من تماس بگيريد.
متشكرم
---------------------------
سلام
شما که ای ميل منو دارين
لطف کنين

Posted by: خواننده at July 1, 2011 8:35 AM

خسته نباشید استاد. و تبریک به همه‌ی دوستان...

Posted by: تبسم at June 30, 2011 7:54 PM
Post a comment









Remember personal info?