November 21, 2014

چلّه

-------

دفترهای مشق این چله‌نشین

هزار صفحه همه

نام زیبای توست در تالار آینه

و یک نامه‌ی خصوصی

که نقطه به نقطه

تا پیش از طلوع خورشید

در گوش‌هات

نجوا خواهم کرد...

وحشی معمایی!

این چهل روز را

از صدای قدم‌هات

کم کن.

@ November 21, 2014 3:49 AM | TrackBack
Comments

سلام.دوستاتون همه عاشقنا!خوش بحالشون...خوش به حالتون...
حتی یه دوستم نمی خواید که عاشق نباشه؟

Posted by: مخاطب at November 27, 2014 4:28 PM

ممنون خیلی زیبا بود......

Posted by: ندا at November 25, 2014 2:57 PM

فقط باید عاشق باشی تا بفهمی......

Posted by: ندا at November 25, 2014 2:55 PM

شمارش؟ کار عاشقهاست ...

Posted by: هدی at November 23, 2014 5:56 PM

salam

Posted by: mina ,dorali at November 21, 2014 5:20 PM

سلام

Posted by: mina ,dorali at November 21, 2014 4:10 PM

فقط سلام و دیگر هیچ

Posted by: mina ,dorali at November 21, 2014 4:07 PM

می شمارین؟ ... این کار همه عاشقهاست: شمارش!

Posted by: هدی at November 21, 2014 1:30 PM

زیبا بود... کاش زندگی هم همینقدر زیبا و شاعرانه بود...به قول قیصر امِین پور :

آواز عاشقانه ی مادر در گلو شکست
حق با سکوت بود، صدا در گلو شکست

دیگر دلم هوای سرودن نمی کند
تنها بهانه ی دل ما در گلو شکست

سربسته ماند بغض گره خورده در دلم
آن گریه های عقده گشا در گلو شکست

ای داد، کس به داغ دل باغ، دل نداد
ای وای، های های عزا در گلو شکست

آن روزها ی خوب که دیدیم، خواب بود
خوابم پرید و خاطره ها در گلو شکست

«بادا» مباد گشت و «مبادا»‌به باد رفت
«آیا» ز یاد رفت و «چرا» در گلو شکست

فرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماند
نفرین و آفرین و دعا در گلو شکست

تا آمدم که با تو خداحافظی کنم
بغضم امان نداد و خدا...در گلو شکست

Posted by: پرناز at November 21, 2014 7:46 AM
Post a comment









Remember personal info?