September 29, 2016

حضور تو

-------

برو قرون وسطا کتاب بخوان نترس

برو زمان مسیح قدم بزن نترس

برو حمله‌ی مغول سفر کن نترس

بیا به روزگار من همین‌جا کنار من بمان

برو بیا ببین برقص بخند بخند بخند کنار پنجره عکس شو نترس

سفید زرد سرخ شرابی و لاجوردی بچرخ

دست‌هات را قفل کن دور جسم خسته‌ام به دورها نگاه کن نترس

معمایی قشنگ!

در نگاه من شمایل حضور تو نبض آرامش است

چشم‌روشنی!

هر زمان هر کجا روی چشم‌های خیس منی

گفته بودم مراقبم؟

@ September 29, 2016 4:09 AM | TrackBack
Comments
Post a comment









Remember personal info?