December 9, 2016

کجا؟

--------

کی هستی تو؟

کجای جانم کمین کرده‌ای تا سر بزنگاه مچم را بگیری؟

مثل نم رفته‌ای به خورد استخوانم

بیخود که خودم را بغل نمی‌کنم

مثل غم در خنده‌هام دلتنگی می‌کنی

بیخود که اشکم نمی‌ریزد

کجا بروم که نباشی؟

کجا بخوابم که خوابت را نبینم؟

کجای داستان تو را جا بگذارم که خواب بمانی؟

کجا فرار کنم که روبروی من سبز نشوی؟

کدام راه؟ کدام شهر؟ کدام آغوش؟

گل من!

شب‌ها

هرشب به جستجوی تو زدم به خیابان

کی از تو خبر داشت؟

کدام ستاره‌ی خاموش؟

@ December 9, 2016 1:29 AM | TrackBack
Comments

کجا هستی تو ری را؟!
به من بگو تورا در کدامین لحظاتم جا بگذارم؟در کدامین خاطرات؟!
کجا بروم که نباشی؟
وقتی در خیال،در شعر،در کتاب و در ترانه هایم با منی!
کجا بروم ؟وقتی خاطرات در می زنند...
و آهنگ کلامت ، در گوشم زنگ می زند...
به کدامین سو بروم؟
به کدامین رویا؟!
ری را

Posted by: ری را at December 11, 2016 8:18 PM

سلام
از آخرين پستى كه گذاشته بوديد حدوداً يه هفته و خورده اى مى گذره، ولى براى من خيلى بيشتر گذاشت. چندبار اومدم بنويسم توروخدا به فكر ما خواننده هاى صفحتون باشيد و بيشتر پست بذاريد برامون، ولى بعدش با خودم گفتم نوشتن كه همينجورى نيست، كلى وقت و انرژى و احساس مى بره و دست نگه داشتم.
مرسى كه باز نوشتين برامون.
الناز

Posted by: الناز at December 11, 2016 7:45 AM

آتش زدی بر پیکرم رفتی نماندی در برم
دیگر مکن با غیر من، ظلمی که کردی با دلم
چون می کنم هر سو نظر خواهی تو ایی در نظر
شاید که این سهمم بود از این سرای بی پدر
هر لحظه پرسم از خدا اخر چرا این شد قدر
گوید که چون صبری بود، او می شود هوشیارتر
اخر بترسم آن زمان گر گویمش با من بمان
دیگر نباشد مهلتی، خواهم که شد بیمارتر

Posted by: Morteza at December 10, 2016 10:26 PM

دلهره نارنجی!
من از نشانی ها دنبال نشانه تو میگردم
نفس زنان در خودم می دوم
می ترسم
خورشید روشنی اش را از من دریغ کند
ومن بی تو از سرما بلرزم

Posted by: گیتی at December 10, 2016 6:38 PM

سلام
این شعر بسیار زیباست.
تازه سرودین؟
الحق که بسیار عالی بود
زنده باشین و شاد

Posted by: نازی at December 9, 2016 12:06 PM
Post a comment









Remember personal info?