December 20, 2016

بیمار قلب

--------------
اگر بر اساس رانندگی دیگران حرکت کرده بودم الان ته دره بودم، ته نیستی. نه با نور بالای آنطرفی‌ها دلم لرزید، نه با بوق این‌طرفی‌ها تنم. من با دلم رفتم؛ محکم، مثل راننده‌ی محتاط آمبولانسی که دارد یک بیمار قلب را می‌رساند به مریضخانه‌ای امن؛ به دست‌های تو. و تا پیرهنم را با دست‌های گرگ‌آلود تو پاره پاره نکنم، نه رام می‌شوم، نه آرام.


@ December 20, 2016 1:22 AM | TrackBack
Comments
Post a comment









Remember personal info?