May 10, 2017

پاییز چوب

-------

مدت‌ها از چوب بدم آمده بود، منی که از سال‌های جوانی با بوی چوب با لمس چوب با کار چوب در دنیای خیال و رویا غوطه‌ور می‌شدم، روزهایی را گذراندم که چوب‌ها را می‌انداختم توی آتش تا سوختن‌شان آرامم کند. تماشای پیچ و تاب خوردن‌شان در شعله‌ها زمان را برای من تا می‌زد مرا از سنگلاخ عبور می‌داد می‌رساند کنار دریا. حالا دیگر حسی به چوب ندارم. نه کارش را دوست دارم نه سوختنش را. مهم هم نیست که از چه جنگلی باشد، نهال یا کهنسال، بهاری یا پاییزی، اما اهمیت دارد که بدانی چوب خیس سرگردان است تاب می‌خورد در خودش می‌پیچد. باید جایی خشک زیر نگاهت دو فصل بخوابد تا دیگر کابوس جنگل در رگ‌هاش وول نخورد تا سرگشتگی جانوران در گوشش  ویز نباشد تا از خودش پر شود. قالی نیست که از پا خوردن و تیپا خوردن قیمتی‌تر شود، چوب است. از جنس خودم. آخر، چوب بهار و پاییز دارد، بهارِ چوب با پاییزِ چوب فرق دارد؛ من از خط‌هاش از رنگش از بوش می‌فهمم بهاره است یا پاییزه؟ زادگاهش کجاست؟ کدام محله؟ می‌دانم پاییز چوب پایان یک راه جنگلی متروک است؛ وانهاده و متروک. تازه‌نفس اما کارکشته در آستانه‌ی شصت سالگی به این ایمان دارم که با طبیعت اگر دربیفتی ازت انتقام می‌گیرد؛ انتقامی سخت. خودت را اگر نگیرد چیزی ازت می‌گیرد که دیگر پسش نمی‌دهد. حالا انگار کنار دریا ایستاده‌ای، آخرین تکه را پرت می‌کنی توی موج‌ها و لبخند می‌زنی؛ طبیعت برمی‌گردد به آغوش خودش. هیچوقت این‌همه آرام و آرمیده نبوده‌ام. این چند روز مانده را هم صبر می‌کنم تا ساعت لنگری بگوید: دنگ... دنگ... دنگ...  

صدا توی سرم بود. گفتم این موزیکو برای تو گوش دادم. گفتی بلند بخند، اردیبهشت نیاز داره. گفتم دلم برات تنگ شده. گفتی چه شکلی قربونت برم؟ گفتم خورشیدکم! من خیالپردازم با یک تاش رنگ بقیه‌شو باید بسازم، ماه می‌خوای یا خورشید؟ گفتی تو می‌سازی، عمارت روی سر ما خراب میشه. و چه قشنگ هم خراب میشه. روزگارِ آدمو به قبل و بعد تقسیم می‌کنه. گفتم تو نقطه‌ی عطفی؟ در زمانی خیلی مهم. روزهایی خاص. به ناخن‌هات برگ گل چسبانده بودی. هر ناخن یک رنگ. بیدار که شدم از پنجره آمده بودی گفتی دارم دور و بر میزت می‌چرخم. انگشت‌هات روی صورتم بود. گفتی خوشحالی؟ گفتم خیلی. راه برو من نگاهت کنم.


@ May 10, 2017 11:58 AM | TrackBack
Comments

اردیبهشتی عزیز تولدتون کلی مبارک
به لطف خدا همیشه شاد سلامت زندگی کنید
از ته دل بهتر ین ها رو براتون آرزو می کنم.😍😍🎂🎂
---------
گیتی عزیز سلام
ممنونم از لطف شما

Posted by: گیتی at May 17, 2017 9:03 AM

تولدتون پیشاپیش مبارک استاد
انشاله که سلامت باشید و سرزنده
------------
عمران عزیز
ممنونم از شما

Posted by: عمران at May 15, 2017 8:14 PM

از گلی که نچیده ام
عطری به سر انگشتانم نیست
خاری در دل است (شمس لنگرودی)
خیلی عزیزید😍

Posted by: گیتی at May 10, 2017 9:07 PM
Post a comment









Remember personal info?