September 4, 2017

خزان؟

------------------

روز یکشنبه 24 سپتامبر در فستیوال بین‌المللی ادبیات شهر وین شرکت دارم. وین... وین... وین! پدر وین را در می‌آورم امسال. ماه جولای که در فستیوال ادبی هاوزاخ (جنگل سیاه) بودیم ایلیا ترویانُف گفت: «عباس! این غذاها را ول کن. تو دست‌پخت مرا نخورده‌ای. به مسئولان فستیوال وین گفته‌ام برات هتل نگیرند. شب را در خانه‌ی خودم می‌مانی. چون می‌خواهم خودم برات غذا درست کنم.» ایلیا ساکن وین است. و این بار هم مُدراتور برنامه‌ی من. نه این که فقط یک نویسنده‌ی خوب پر از جلوه‌های تازه باشد، نه. یک آدم دوست‌داشتنی است. پیش از نویسنده بودن آدم است.

روز دوشنبه 4 اکتبر فستیوال بزرگ ادبی دوسلدورف آغاز می‌شود، و کتاب‌خوانی من اولین برنامه‌اش خواهد بود. این فستیوال سه هفته میزبان شصت نویسنده از سراسر دنیاست.

 و اما... نمایشگاه بین‌المللی کتاب فرانکفورت، پاییز دیگر پاییز بهتر

نمایشگاه بین‌المللی کتاب فرانکفورت از چهارشنبه 11 اکتبر آغاز می‌شود و تا یکشنبه 15 اکتبر ادامه دارد. دیدار با ناشر کتاب‌هام در ایران، امیر حسین‌زادگان مدیر نشر ققنوس و دیگر ناشرانی که سال‌های جوانی‌ام را یادم می‌آورند برای من همیشه مثل سالن ترانزیت فرودگاهی است که یادم می‌آورد از کجا آمده‌ام.  کجا می‌روم؟ چه کرده‌ام؟ چه کارهایی باید بکنم؟ و خیلی چیزهای دیگر. علاوه بر اینها شب‌های برپایی نمایشگاه کتاب، فرانکفورت شهری است که زیر یک حباب بلوری می‌رقصد و می‌نوشد و می‌خندد و می‌انگیزد. نمی‌دانم در این چند روز چی توی این شهر می‌ریزند که لعاب می‌اندازد مثل هلیم کش می‌آید و بوی دارچین می‌دهد. و نمی‌دانم چرا وقت برای خوابیدن پیدا نمی‌کنم. نمی‌شود خوابید. حیف است. هر صبح باید دوش بگیرم، لباس تازه بپوشم، به‌موقع باشم؛ آماده برای جلسه یا دیدار یا مصاحبه یا تماشا.

نشر گردون و بیستمین حضور در نمایشگاه بین‌المللی کتاب فرانکفورت

باز هم نشر گردون در سالن 05 غرفه دارد، امسال در ردیفA122 . تنها ناشر ایرانی در تبعید که هر سال در نمایشگاه غرفه دارد. غم‌انگیز است که ناشران دیگر حضور ندارند. راه زیاد است. هتل گیر نمی‌آید. قیمت غرفه پدر در می‌آورد. صرف نمی‌کند. بله، می‌دانم. هزینه دارد. برای داشتن هر چیزی باید هزینه کرد. زندگی سخت است. زحمت دارد. نق نق هم بکن، ولی بیا! می‌دانی؟ زندگی هزینه دارد. (من از هزینه‌ی مالی هیچوقت حرف نمی‌زنم. هیچوقت)، رفتن هزینه دارد، ماندن هزینه دارد، خواستن هزینه دارد، عشق هزینه دارد. سفر هزینه دارد. حتا بعضی کارهای از سر ناچاری هم هزینه دارد. این تنها یک روی قصه است، یادت نرود که همه‌ی این هزینه‌ها باز هزینه دارد. سر درد صبحگاهی از مستی شراب ارزان شب پیشین بدجوری هزینه دارد. همه را باید پرداخت.

پیش از آن‌ که دست و پا فرو بندد مرگ         آخر کم از آن‌ که دست و پایی بزنیم؟

نشر گردون علاوه بر 240 کتابی که تا کنون منتشر کرده، در نمایشگاه امسال 4 کتاب دوزبانه (فارسی آلمانی) کودکان، 16 کتاب تازه در زمینه ادبیات و آزادی و دموکراسی و حقوق زنان. 10 رمان، 2 مجموعه داستان، 2 مجموعه شعر، 2 کتاب خاطرات، که از اینها 2 کتاب تازه از خودم هم رونمایی می‌شود. دلم می‌خواست و قرار بود هر 6 کتابم امسال منتشر شود، اما زخم بدی داشتم و لیسیدنش در این گوشه‌ی تاریک وقت زیادی ازم گرفت. گذشت. حالا خوب و سرحال و قبراق دارم لباس‌هام را اتو می‌کنم برای برنامه‌ها و سفرها؛ اتو کردن لباس!؟ فکر کن! متنفرم. ولی مجبورم که با عشق اتو کنم!

@ September 4, 2017 12:16 AM | TrackBack
Comments

من از هیجان آروم و قرار ندارم... به امید دیدارتون یکشنبه!...
---------
هانی عزیز
سلام

Posted by: هانیه at October 10, 2017 7:06 PM

همیشه موفق باشید استاد!
آرزو می کنم بهترین روزهارو تو این سفر بگذرونین.

الناز

Posted by: at September 6, 2017 10:39 PM
Post a comment









Remember personal info?