December 8, 2017

آزادی

------

آزادی را

با کاغذ و قلم گُل می‌کنم

می‌گذارم لای موهات

که مثل آب بخندی.

آزادی را

در راهی بلند ترانه می‌ریسم

غزل می‌بافم

قصیده می‌تنم

زیر پای تو می‌افکنم

تا بر آن برقصی.

آزادی را

داستان می‌سرایم

رمان می‌نوازم

آواز می‌نویسم

تا برای دخترت بخوانی.

آزادی را

با آبی آسمان می‌آمیزم

بر دیوار شهر می‌آویزم

توی دست‌های تو می‌ریزم

برگی از درخت

رنگی از نارنج

تاشی از آفتاب

تا از دخمه‌ها نترسی.

آزادی را

غنچه می‌کنم

عاشقانه می‌گذارم روی لب‌هات

تا زیباتر شوی.

عزیزکم!

آزادی را

تو تعریف کن

تا من از آن عمارت بسازم

عمارتی باشکوه

باشکوه و بلندبالا.

@ December 8, 2017 12:05 AM | TrackBack
Comments

تو سکوت لا به لای حرفهای منی
از حرف هایم آنچه نمی گویم
تویی...
( هرچه می کنم
چهار خط برای تو بنویسم
می بینم واژه ها خاک بر سر شده اند...)

Posted by: گیتی at December 8, 2017 5:13 PM
Post a comment









Remember personal info?